تاریخچه واکسیناسیون در جهان و ایران
تاریخچه واکسیناسیون در جهان و ایران

واکسن یک کلمه فرانسوی است که یک فراوردهی زیستی است که در برابر یک بیماری میکروبی مشخص، ایمنی فعالِ اکتسابی تولید میکند. در واقع سوسپانسیونی است از میکروبهای کشته یا ضعیفشدهی ویروس یا باکتری بهدستآمده از آنها که برای پیشگیری یا بهبود یا درمان بیماریهای عفونی تجویز میشود.
درواقع هیچوقت کار واکسیناسیون و خلاصی از یک بیماری واگیر به این آسانیها نبوده و هنوز هم نیست؛ هنوز سالانه بیش از ۱۹ میلیون کودک در سراسر جهان از واکسیناسیون محروم میمانند و سیاهسرفه و کزار نوزادی و هپاتیت و سرخک عامل یکچهارم کل مرگومیر کودکان در دنیا هستند.
تا پیش از صده نوزدهم یکی از بزرگترین بلایایی که دامن گیر بشر میشد آبله بود. تنها دو بیماری، یعنی طاعون و مالاریا، به اندازه آبله قربانی داشتهاند چهل و یک سال از تاریخی که سازمان جهانی بهداشت رسما اعلام داشت برای نخستین بار یک بیماری عفونی (آبله) از سطح کره زمین ریشهکن شده است، میگذرد. دیگر احتیاجی به بیمارستانهای مخصوص برای درمان مبتلایان به آبله نیست و واکسناسیون علیه آن در همه جا متوقف شده است. پولی که با ریشهکن شدن آبله در جهان پسانداز شده، هر سال بالغ بر یک میلیارد دلار است؛ یعنی رقمی بیش از سه برابر آنچه برای اجرای برنامه ریشهکنسازی هزینه شد.
چگونگی کشف واکسن اولیه

ادوارد جنر واکسن را در پی کار طولانی و طاقت فرسا در آزمایشگاه کشف نکرد. در 19 سالگی دوست شیردوش او گفته بود که هرگز به آبله مبتلا نخواهد شد، چون قبلاً به آبله گاوی مبتلا شده بود. وقتی جنر پزشک شد و در پی تلاشهای بی وقفه بدون نتیجه برای درمان این بیماری پی برد، به یاد جمله آن شیردوش افتاد.
اوتحقیق کرد و دریافت شیردوشان تقریباً هرگز، حتی وقتی از مبتلایان به آبله پرستاری میکنند، دچار آبله نمیشوند. جنر در سال 1775 طی عقاید روستاییان پی برد که آبله گاوی دو نوع است. همچنین دریافت که آبله گاوی تنها وقتی اثر محافظتی دارد که در مرحله خاصی از بیماری منتقل شود. او برای آزمودن نظریهاش مقداری از مایع درون تاولهای دست شیرفروشی را که به آبله گاوی مبتلا بود بیرون کشید و آن را به لندن برد و با دقت مایع آبله را به پسرکی تلقیح کرد و همانطور که جنر پیشبینی کرده بود پسرک به آبله دچار نشد. جنر از واژه لفظ مایهکوبی استفاده کرد.
در سالهای آخر دههٔ ۱۹۴۰ که علم به اندازهٔ کافی پیشرفت کرده بود، تولید واکسن در مقیاس گسترده ممکن شد و تلاش برای کنترل بیماری، به طور جدی آغاز شد.
پژوهشهای پاستور در مورد کشف واکسن

در سال 1880 لویی پاستور برای ایمنسازی مرغان علیه وبا که در یک همهگیری،10% طیور فرانسه را از بین برده بود، روشی ابداع کرد. او باکتری ایجاد کننده این بیماری را جداسازی کرد و با کشت شکل ضعیف شده و تلقیح آن به مرغان، آنها را نسبت به حمله مرگبار بیماری ایمن ساخت. اصول کلی روش پاستور با روشی که جنر برای مایهکوبی با آبله گاوی ابداع کرد یکی بود. قبل از آنکه ویروس آبله به شکل آبله گاوی به شیردوش منتقل شود، در بدن گاو ضعیف شده بود. در سال 1881، پاستور با روی آوردن به سیاه زخم که از بیماریهای گاو و گوسفند است، باکتری باسیل آنرا جدا کرد. او این باکتری را در دمایی بالاتر از دمای بدن حیوان کشت داد تا مایعی برای تلقیح تهیه کند که موجب حمله خفیف سیاه زخم در جانور شود و حیوان را برای روزی که دچار حمله شدید بیماری میشود، ایمن سازد. همانطور که خود پاستور گفت، او برای ارج نهادن به شایستگی و خدمات مهم یکی از بزرگان انگلیسیها، یعنی جنر واژه واکسیناسیون را به طور کلی برای روش مایهکوبی پیشگیری کننده، وضع کرد. چهار سال بعد پاستور واکسنی برای بیماریی که در حیوانات هاری و گاه در انسان آبگریزی خوانده میشود، ابداع کرد.
تاریخچه تزریق واکسن در ایران

آبله را از ۲۰۰ سال پیش و از زمان عباس میرزا قاجار و بعدها امیرکبیر در ایران مایهکوبی میکردند.
سال 1264 قمری، نخستین برنامهٔ دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانان ایرانی را آبلهکوبی میکردند؛ اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمیخواهند واکسن بزنند. بهویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویسها در شهر شایعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه یافتن جن به خون انسان میشود. هنگامی که خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باختهاند، امیر بیدرنگ فرمان داد هر کسی که حاضر نشود آبله بکوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور میکرد که با این فرمان همه مردم آبله میکوبند؛ اما نفوذ سخن دعانویسها و نادانی مردم بیش از آن بود که فرمان امیر را بپذیرند. شماری که پول کافی داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبی سرباز زدند. شماری دیگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان میشدند یا از شهر بیرون میرفتند.
عاقبت در دهه ۵۰ شمسی بود که برنامهای جهانی و ۱۰ ساله اجرا شد و آبله در دنیا و ایران ریشهکن شد.
مایهکوبی آبله که از زمان قاجار شروع شده بود. از سال ۱۳۲۲ در ایران سراسری شد؛ و در قانون جدید مجلس شورای ملی آبلهکوبی همگانی اعلام شد. از سال ۱۳۵۳ نیز برنامه سراسری جدیدی همراه با آموزش عمومی برای واکسیناسیون کودکان در برابر ۶ بیماری رایج آغاز شد، ولی چندان فراگیر نشد.
از سال ۱۳۶۳ برنامه واکسیناسیون سراسری در ایران سازماندهی منسجمتری یافت و کودکان ایرانی در مقابل کزاز، سیاه سرفه، دیفتری، فلجاطفال، سل و سرخک واکسینه میشدند.
سال ۱۳۷۳ بسیجیها همراه با ۵۰ هزار نفر از کارکنان وزارت بهداشت در سراسر کشور در کمتر از ۱۲ ساعت حدود ۹ میلیون کودک ایرانی را در مقابل فلجاطفال واکسینه کردند.
در نتیجه در دهه ۷۰ واکسن هپاتیت ب به برنامه واکسیناسیون سراسری کودکان ایران اضافه شد و در دهه ۸۰ واکسن سهگانه «سرخک، سرخجه، اوریون» هم آمد و حالا هر کودک ایران در نخستین سالهای تولد ۱۰ واکسن دریافت میکند. نتیجه همه این تلاشهای ۴۰ ساله اینکه در ایران آبله و فلجاطفال ریشهکن شدهاند (دیگر رخ نمیدهند) و کزاز نوزادان و جذام و مالاریا و سرخک و سرخجه مادرزادی حذف شدهاند (به ریشهکنی نزدیک شدهاند) و دیفتری و سیاهسرفه و حصبه و سل و اوریون کنترل شدهاند و این یعنی گسترش این بیماریها متوقف شده است.
دیدگاهتان را بنویسید